آموزش مگا خلاقیت – قسمت سوم

آموزش مگا خلاقیت – قسمت سوم

بنام خدا
با عرض سلام و احترام خدمت کلیه دوستان و سروران عزیز.امیدوارم مطالب جلسات قبل دوره آموزشی مگا خلاقیت برای شما مفید بوده و باشد.اگر موفق هستید جلسه سوم را شروع کنیم.

در این جلسه می خواهیم نبوغ کودک درونمان را کشف کنیم.
معمولا وقتی در مورد نبوغ صحبت میکنم به این نکته اشاره میکنم که نبوغ به صورت بالقوه در هر کودکی وجود دارد. بنابراین وظیفه اولیا و مربیان این است که این نیروی بالقوه را به بیشترین حد رشد و پرورش برسانند و این همان سطح نبوغ است. می گویم در هر کودکی هست چون:

۱- کودکی را ندیدم که فاقد قدرت یادگیری باشد ( البته اگر به لحاظ ذهنی سالم باشد )

۲- هیچ اساس و منطقی وجود ندارد که بر اساس آن بخواهیم کودکی را از لیست نوابغ بالقوه حذف کنیم.

۳- در درون همه ما کودکی نهفته است.

هیچ کس قادر به پیش بینی آینده نیست همانطور که کلیتون ام. کریستنسن نویسنده کتاب ( معمای مبتکر) حین نوشتن درباره فناوری های مزاحم توضیح میدهد که همیشه در یک مورد مطمئن باشید: اینکه اظهارات متخصصین همیشه غلط از آب در خواهند آمد.

قطعا ۲۰۰ سال پیش  کسی تصور نمیکرد که ما امروز بتوانیم اتومبیل ، قطار ، هواپیما و تلویزیون داشته باشیم . ۴۰ سال پیش هیچ کس پیش بینی نمیکرد کامپیوتر تقریبا درهمه خانه ها وجود داشته باشد حتی افراد خیالباف هم در تجسم آینده در مانده اند. از بیل گیتس نقل قولی شده که  ۶۴ کیلوبایت حافظه برای هر کسی کافی است .حالا شما بگویید آیا در حال حاضر اینطور است؟
هیچ کس پیش بینی نمیکرد که سریع  تایپ کردن یا سریع خواندن از روی صفحه مانیتور ارزش داشته باشد . هیچ کس پیش بینی نمیکرد در کنترل گرفتن یک هواپیما و انجام این کار برای زمان طولانی باعث خلق افراد برجسته ای ( نوابغی در پرواز) مانند چارلز لیندبرگ  میشود.

حتی کودکی که ضعیف بار آمده است هم ممکن است در جامعه آینده مورد نیاز باشد و شاید بتوان جان میلیون ها نفر را نجات دهد ( برای مثال ادوارد جنر ، مخترع واکسیناسیون ) یک شخص خاص میتواند کاشف مبحثی جدید باشد یا اولین متخصص در آن زمینه شود ما  ، معلمین ، والدین ، بزرگتر ها چطور میتوانیم این زمینه را که هنوز به وجود نیامده بشناسیم ؟ و اگر نمیتوانیم چه حقی داریم قضاوت کنیم  که چه کسی نابغه خواهد شد و چه کسی نه ؟

من قصد دارم همین را بگویم ( هر کودک یک نابغه بالقوه است)  مشخص نیست که در دنیای آینده به چه نیروها و مشخصه هایی نیاز است. از این رو من با همه دانش آموزانم طوری برخورد میکنم که انگار آنها نوابغ آینده خواهند بود. زمان نشان میدهد که هر کدام از این کودکان به کجا میرسند و استعدادهای نهفته آنها در کجا شکوفا و شناخته میشوند.  وقتی دوره ای را در کلاس بزرگسالانم آموزش میدهم از آنها اغلب چنین جملاتی می شنوم ( خب پس هنوز خیلی دیر نشده ؟ حتی برای من ؟ ) و جواب این است   :  هیچ وقت دیر نیست

درست مثل پیترام روجت که فرهنگ نامه اش را در سن ۷۳ سالگی بعد از بازنشستگی اش از حرفه پزشکی تدوین کرد. درست مانند وینسنت ون گوگ و  پل گئگوین که اولین کلاس هنرشان را در سن ۳۷  ، ۳۸ سالگی شروع کردند. چیزی به نام خیلی دیر بودن وجود ندارد. سوال این است که چه رشته و تخصصی برای شما مناسب است ؟ به چه چیزهایی علاقه دارید ؟ در چه مواردی شور و اشتیاق  دارید ؟ ایا چیزی کشف نشده وجود دارد که نیاز به جستجو و مکاشفه داشته باشد؟ آیا چیزی هست که شما بتوانید بسازید که هم افراد معاصرتان شگفت زده کند و هم تبدیل به شیی فوق العاده با ارزشی برای آینده گانتان شود ؟
زمانی که مردم به من میگویند : آیا خیلی دیر نشده  ؟ امید را در چشمانشان میبینم.

کودکی در درون همه ما زندگی میکند این کودک بازی کردن را دوست دارد او راجع به چیزهایی غیرمعمول و عجیبی فکر میکند و خیال پردازی قوی است. ممکن است بزرگ شود اما هیچ وقت پیر نمیشود این کودک خود را در برق چشمان، قهقهه بلند ، یک لبخند شیطنت آمیز ، یا یک جک طعنه آمیز و حالتهای ماجراجویانه به ما نشان میدهد. زمان هایی این کودک نباید خود را در زندگی بهنجار شده ما نشان دهد چون او را سرکش شرور یا نادان خطاب میکنند او میتواند بیننده ای کنجکاو اما ساکت باشد.

ما بزرگسالان ممکن است بهنجار شده ، فرسوده یا عصا قورت داده شده باشیم. با این وجود کودک درون مان تغییر نمیکند او با ستاره ها حرف میزند  ، مردم را عاصی میکند ، با ماه بلند بلند صحبت میکند و هر کار احمقانه  دیگری که به نظرش میرسد انجام میدهد ورای محدودیتهای فضا و زمان ، این کودک درون ، کنجکاوی پایان ناپذیر ، انرژی نامحدود و اهداف فوق العاده بزرگی دارد.  جسم هایمان پیر و فرسوده میشوند ، صورت هایمان چروک و بدن هایمان مستهلک و مریض میشوند اما روح هایمان زنده اند. این روح مان یا همان کودک درون است که ما را جوان تر میسازد و این کودک درون یک نابغه است ، آماده نابغه شدن است و یا در مسیر رسیدن به آن است.

تمرین:
از همین جا شروع کنید :  ۵ تا از احمقانه ترین کارهایی که آرزو دارید انجام دهید را بر روی یک برگ کاغذ بنویسید(۷ دقیقه زمان بگیرید)

در گام اول ، شما تصمیم گرفتید که دست از دست کشیدن، بکشید . قول دادید که وقتی از شما میخواهند ۵ جواب بنویسید ۶- ۷-۸ یا هر تعداد جوابی که توانستید بفرستید. آیا در این سوال به قولتان عمل کردید ؟ آیا از قانون ( دست از دست کشیدن بکش ) پیروی کردید ؟ آیا مورد ششم را هم نوشتید ؟ مورد هفتم چطور ؟ آیا سعی کردید بیش از آنچه از شما خواسته شده انجام دهید؟

امیدوارم این کار را کرده باشید. همچنین امیدوارم متوجه شده باشید که نابغه شدن آن قدرها هم پر رمز و راز نیست. فرد نابغه بیشتر از نیازها و انتظارات تولید میکند. اگر قانون اول را شکستید خود را سرزنش نکنید. زمان میبرد تا مثل یک نابغه فکر کنید ، اما حتما به تمرین قبل برگردید و این دفعه قانون اول را رعایت کنید. واقع بینانه نیست اگر فکر کنید با تکرار کارهایی که بقیه انجام میدهند ، تبدیل به فردی برجسته و نخبه خواهید شد ، کارهای معمولی ، اموری متداول و مرسوم ، سنتی و بدیهی هستند اگر یاد گرفتید بیشتر از چیزی که از شما خواسته شده انجام دهید و اگر در تمرین قبلی که به شما دادم بیشتر از ۵  مورد نوشتید، بدانید که اولین قدم بزرگ را در راه نابغه شدن برداشته اید . تبریک میگویم.

به خاطر داشته باشید نبوغ شما مثل یک کودک است. آنطور که ازرا پاند میگویند ، این نابغه کاری را انجام میدهد ( مانند تمریناتی که انجام دادیم ) و مراحل انجام را نیز تماشا میکند نابغه دو سطح را میبیند در حالی که بقیه مردم تنها یک سطح را می بینند. شما هم اکنون میتوانید این گونه باشید .اگر چیزی می نویسید و به نوشتن چیزهای بیشتری فکر میکنید، به دنیای نوابغ خوش آمدید.

اگر ایده ای در ابتدا مضحک به نظر نرسد ، هیچ امیدی به آن نیست
                      آلبرت انیشتین

گام دوم:چرا نه ، به هر نه ؟

در این بخش ، خلاقیت را بعنوان مشخصه اصلی نوابغ شرح خواهم داد و اثبات خواهم کرد که همه ما خلاقیم و به شما می آموزم که چطور خلاقیت تان را تا جایی افزایش دهید که از یک نابغه بالفطره هم قدرتمند تر شوید. شما میتوانید این کار را تنها از طریق روشهای خاص افزایش خلاقیت انجام دهید. که به شما قدرت و مهارتی میدهند که حتی از مستعد ترین و باهوش ترین افراد هم پیشی بگیرید.
به عبارت دیگر در این گام شما ذهن خود را به سوی فرصت های فوق العاده ای می گشایید . به مگا خلاقیت و حتی خلاقیت بی انتها. برای بسیاری مردم ممکن است مگا خلاقیت ایده ای مضحک و نامعقول جلوه کند پس بر طبق گفته انیشتین می توان به آن امیدوار بود.
پس حتما مطالب جلسه بعد را دنبال بفرمایید.

لطفا به این مطلب امتیاز دهید:

[ratings]




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *