آموزش مگا خلاقیت – قسمت چهاردهم

آموزش مگا خلاقیت – قسمت چهاردهم

آموزش مگا خلاقیت – قسمت چهاردهم

به خارج از قواعد ! به دور از جهان رو به تباهی ! بگذار هوای جزیره سحرآمیز را تنفس کنیم
جورج مردیت

از سیستم خارج شو

حال که تفاوت بین خلاقیت و نوآوری را میدانید ، آماده اید تا یک سری ساختارهای ذهنی را بیاموزید که شما را آگاهانه به سوی عالی ترین ابداعات ممکن سوق میدهند. برای رسیدن به این سطح ، شما باید از نظام فکری معمول فراتر بروید . باید عملا از این عبارت معروف پیروی کنید ، از چهارچوب ها خارج شوید.

در این آموزش ۵ گام ضروری که هر نابغه لازم است بردارد تا به بهترین نتیجه برسد به شما نشان داده خواهد شد:  تا به یک مگانوآور فوق پذیرفته شده تبدیل شود.

در اینجا تمریناتی آمده تا به شما کمک کند روند این کار را دریابید.  چهار نقطه زیر را با ۳ خط راست به هم وصل کنید . ابتدا و انتهای آنها باید به هم برسد بدون اینکه خودکار یا مدادتان را از روی کاغذ بلند کنید یا دوباره روی یک خط بکشید.

 

۵

 

اگر پاسخ را نمی دانید ، آن را پیدا کنید . ممکن است قدری طول بکشد ، اما خیلی مفید خواهد بود.
در مطالب بعد راجع به آن بحث خواهیم نمود.فقط یادتان باشد: از سیستم خارج شو

 

منتظر جواب صحیح باشید

اگر بیش از ۱۰ دقیقه روی این مسئله وقت گذاشتید ، از این نکته استفاده کنید : از کادر خارج شوید ! راه حل ، در خارج از کادر است!

ببینید آیا تونستید پاسخ را بیابید : احتمالا فکر شما  از الگوهای زیر تبعیت کرده است :

 

۲

 

واضح است که این اشکال ابتدا و انتهای یکسان ندارند .

آیا شما پاسخ درست را پیدا کرده اید ؟

 بعضی از شما ممکن است فکر کنید هیچ راه حلی برای این مسئله وجود ندارد و بعضی دیگر احتمالا ناامید شده اید.
 این قابل درکه و این تنش رو بیشتر می کند.

اگر منتظر هستید بدون تلاش به جواب مسئله برسید ، بالاخره آن را خواهید دید ؛ اما این قدرت تفکر خلاق تان را بیشتر نمیکند. نوابغ هرگز راه حل را نمی خواستند ، ولی در مورد آن به طور دائمی فکر میکردند ، تا زمانی که موفق شوند .

 

۳

این قطعا از پاسخ های قبلی خلاقانه تر است. اما همه خطوط آن راست نیستند.
اگر جواب شما نیز شبیه به این بود ، تا حدی در مسیر قرار گرفته اید. لااقل شما خارج از قواعد عمل کردید- خارج از کادر.
 دوباره تکرار میکنم : ۳ خط راست که ابتدا و انتهای شان مشترک باشد ؛ بدون دوبار کشیدن بر روی یک خط و یا بلند کردن دست از روی صفحه کاغذ.

و اما جواب صحیحی که دوستانتان ارسال کردند:

 

۱۰

آفرین به این دوستان.اما سوال اینجاست آیا به راه حل دیگه ای هم فکر کردن؟ یا اینکه فقط به همین پاسخ بسنده کردند؟

آیا هنوز اولین قانون مگا خلاقیت را به یاد دارید ؟
دست از دست کشیدن بردار !
 این قانون به این معنی است که : ادامه بده ، بیشتر از آن چه از تو خواسته میشود سعی کن و انجام بده . وقتی یک پاسخ دیگر پیدا کردید ، به خواندن ادامه دهید.

این دومین راه حل است :

 

۴

 

حال می بینید که بیش از یک راه حل وجود دارد .
 اگر ناامید شدید ، این صرفا واکنش شخصی شما می باشد . طبیعت این پاسخ ها را در بر دارد ، اما ذهن های ما هنوز به اندازه کافی قوی نشده اند تا به این پاسخ ها برسند. در اینجا آموزش و یادگیری آسان و لذت بخش انجام میگیرد . این به ما می آموزد تا ناامید نشویم ، تا لذت ببریم و در عین حال جواب را پیدا کنیم.

خلاقیت سرگرم کننده است . بیشتر از هر چیز دیگر هم سرگرم کننده است.
وقتی که شما راه حل خودتان را می آفرینید به یک حس رضایت فوق العاده می رسید .

🍁🍁 این مسئله عمدا اینجا آورده شده. می خواستم نشان دهم زمانی که ذهن شما یک کادر می بیند ( چهارنقطه که شکل یک کادر دارند) میل دارد در داخل آن بماند. این به تلاش ویژه ای نیاز دارد تا از کادر یا از نظام هنجار خارج شود.
یک راه حل واقعا خلاق ، همیشه خارج از محدوده هنجارهاست. هر سیستم هنجاری ، صرفا به این دلیل که یک سیستم است ، یک محدودیت است . یک ذهن خلاق باید نخست به دنبال پاسخ هایی خارج از قوانین و قواعد و یا خارج از سیستم باشد.

آیا از چیز جدیدی که الان کشف کرده اید،لذت بردید.آیا آماده هستید تا مسئله سخت تری را حل کنید؟ مطمئنا بسیار لذت بخش است وقتی با راه حل های جدید روبرو می شوید و وقتی که به راحتی محدودیت ها را کنار می زنید. واقعا لذت بخشه.

حالا که شما هم مثل من لذت برده اید پس بیاییم مسئله دیگه ای رو حل کنیم این دفعه کمی پیچیده است و واقعا نیاز است که خوب در اینباره فکر کنید و از هر چیزی که نا به حال آموخته اید استفاده کنید.خوب حالا مسئله بعد:

 

از این 4 نقطه دو خط راست موازی عبور دهید که همدیگر را قطع کنند

از این ۴ نقطه دو خط راست موازی عبور دهید که همدیگر را قطع کنند

 

خوب عده ای شاید به سرعت بگن که دو خط موازی!!!!!! اما دو خط موازی که همدیگرو قطع نمی کنن!!

خوب ، بگذارید من دوباره سوالم را تکرار کنم تا مطمئن شوید این صرفا بازی با کلمات نیست : وظیفه شما این است که این چهارنقطه را به وسیله دو خط راست موازی که یکدیگر را قطع میکنند به هم وصل کنید.
امتحان کنید.
اگر شما بتوانید راه حلی برای این مسئله پیدا کنید من شخصا شما را نابغه معرفی میکنم. دارای ذهنی با پتانسیل یک نابغه .

برخی از جواب های دوستان:

 

۱۲

۱۳

 

۱۴

 

آیا هنوز به جواب مساله دست نیافتید؟
آیا نا امید شدید؟
آیا فکر می کنید که مساله راه حلی نداره؟
آیا فکر می کنید بنده شما رو به اصطلاح سرکار گذاشتم؟
خوب پس ببینیم که چگونه می شود مسئله را حل کرد….

 

برخی دوستان جواب های خیلی جالبی رو عنوان کردن .مطمئنا این دوستان تفکراتی در حد نوابغ داشته و با ادامه و سخت کوشی ،حتما موفق خواهند بود.
آیا می توانید بگویید کدام جواب ها به نظرتان صحیح می باشند؟

دکتر الینیکف می گوید:
زمانی که دانش آموزان من ناامید میشوند ، (که در مورد این مسئله اغلب اتفاق می افتد )، من به آنها میگویم « بسیار خوب ، زمانی که مسئله غیرقابل حل است یا حداقل اینطور به نظر میرسد ، یک ذهن معمولی ناامید میشود » اما یک ذهن نابغه به دنبال یک مسئله دشوارتر میرود. یک مسئله دشوارتر ، ممکن است مسئله آسان را روشن کند.

خودتان را ارزیابی کنید . کدام یک را می پسندید ؟ اینکه سریع جا بزنید ( ادامه ندهید) یا اینکه به سعی کردن ادامه دهید ( دست از دست کشیدن بردار ) و به سراغ یک مسئله پیچیده تر بروید ؟

حالا مسئله رو سخت تر می کنیم تا مسئله قبل براتون راحتتر به نظر برسد .

 

۵

 

شما باید از این ۴ نقطه یک خط راست عبور دهید . بگذارید دوباره تکرار کنم : یک خط باید از این چهارنقطه عبور کند و باید راست باشد.

 

شاید وقتی دوباره این چهارنقطه را می بینید لبخند بزنید .
 به هر حال ، زندگی همین است . در اکثر مواقع زندگی ، ما مسائل را انتخاب نمیکنیم . آنها خود به خود پیش می آیند . با این وجود این هریک از راه حل های شما ، به شما یاد میدهد که چطور مسائل بعدی را حل کنید.

به سراغ مسئله جدید برویم که از قبلی سخت تر است.
بعضی از افراد میپرسند ، « خط را تاچه حد میتوانم ضخیم بکشم ؟» بله ! نکته مسئله همین است : خط تان باید ضخیم باشد این یک راه حل ساده و ( از نوع نبوغ آمیز) است.

دکتر الینیکف مانع روانی که در ذهن ما وجود دارد را اینطور توضیح می دهد:
 از زمان کودکی ، زمانی که به مدرسه ، و به کلاس هندسه می رفتید ، همه شما میدانستید که خط فقط یک بعد طولی دارد . این طور نیست ؟
 این مطلب چنان سدی در ذهن شما به وجود آورده که فراموش کرده اید خطوط نیز میتوانند ضخیم یا نازک باشند. همینطور که قلم موهای ضخیم و نازک یا خودکارهای ضخیم  و نازک یا خطوط ضخیم و نازک در رایانه تان وجود دارند. صفی از مردم که برای منظوری پشت سر هم ایستاده اند یکم خط میسازد ، و مطمئنا این خط باریکی نیست. خطی از ماشین های پشت هم ، حتی ضخیم تر از آن است و با این حال هنوز یک خط است. خطوط سفید جاده ها و خیابان ها چطور ؟ آنها هم ضخیم اند.

مگا خلاقیت :ایده و خلاقیت, [۳۰٫۰۱٫۱۶ ۱۷:۰۶] بعضی از شما شاید بگویید : « خدای من ! چقدر احمقانه بود! » شاید حق با شما باشد ، اما این ماهیت ذهن است – ذهن ما اینطور عمل میکند . ذهن پر است از محدودیت ها و این محدودیت ها زمانی که آنها را نام میبریم ، احمقانه به نظر میرسند.

اکنون ، بعد از حل این مسئله ( دشوارتر) ایا میتوانید به مسئله قبل برگردید و آن را حل کنید ؟
از ۴ نقطه دو خط موازی متقاطع عبور دهید ! متوجه شدید ؟ بله ، حالا واضح شد! حداقل دو راه حل برای آن وجود دارد.

راه حل ۱ ( راه حل ترسیمی)

خطوط رسم شده ضخیم اند و تا حدی بر روی هم افتاده اند. از این رو آنها همدیگر را « قطع » کرده اند ، آنها یک بخش متقاطع دارند ولی در عین حال موازی اند

 

خطوط رسم شده ضخیم اند و تا حدی بر روی هم افتاده اند. از این رو آنها همدیگر را « قطع » کرده اند.

خطوط رسم شده ضخیم اند و تا حدی بر روی هم افتاده اند. از این رو آنها همدیگر را « قطع » کرده اند.

راه حل ۲ ( راه حل ریاضی)

علم ما به این که « خطوط موازی هیچگاه یکدیگر را قطع نمیکنند » از زمانی که در مدرسه هندسه می خواندیم نشأت میگیرد. شاید تعدادی از ما به یاد بیاوریم که معلم مان میگفت اقلیدس برای اولی بار این هندسه را مطرح کرد و اکثرا از یاد برده ایم که او در عین حال میگفت این هندسه سطوح صاف است و پنج اصل – قانون پذیرفته شده بدون اثبات – دارد.
اصل خطوط موازی یکی از آنها است . بدون اثبات .
 اگر میخواهید قواعد دیگرتان عمل کنند باید آن بپذیرید. ( در ضمن چند اصل دیگر نیز بدین قرار بودند: نقطه های بدون بعداند – بعدشان صفر است و  یک خط تشکیل شده از نقاط ، فقط یک بعد دارد – بعد طول

 

🍁🍁 مسائل یاد شده ، در واقع از این اصول اقلیدسی سرپیچی میکنند . شما اکنون خطوطی را دیده اید که هم درازا دارند و هم پهنا . بنابر این ، ما از یک محدودیت خلاص شدیم. بعضی ریاضی دانان نیز – بسیار قبل از ما – با اصل خطوط موازی مبارزه کردند و به نتایج عجیبی رسیدند.

ریاضیدان روسی نیکولای لوباچوفسکی و ریاضیدان آمریکایی برنارد ریمن تقریبا همزمان به این کشف رسیدند و این به تولد هندسه جدید منجر شد : هندسه نااقلیدسی . این هندسه ، به هندسه فضاهای منحنی نیز شناخته شده است. (غیر-مسطح!) به این دلیل که مشخص شد سطوح صاف فقط یکی از موارد خاص هستند. بنابر این هندسه اقلیدسی فقط یک مورد خاص از هندسه عمومی میباشد. اما ذهن ما آن را طوری پذیرفته است که گویا معلمان هندسه ما خدا بوده اند. و هرچه گفته اند برای همیشه درست است . آنجاست که به ما آموزش داده شده تا از قواعد خارج نشویم ، و با حداقل خلاقیت بیاندیشیم.

 

بنابراین در اینجا می بینید: نصف النهار ها ( خطوط عمودی ) منصف کره ( خط افقی میانی ( را قطع میکنند و زاویه بین هر نصف النهار و این منصف 90 درجه است . بنابر گفته اقلیدس این خطوط (نصف النهارها) با هم موازیند اما همه آنها در دو قطب یکدیگر را قطع میکنند. فرض کنید که چهار نقطه ما در جایی نزدیک به منصف میانی قرار داشته باشند و به وسیله دو نصف النهار قطع شده باشند. این خطوط هم موازیند و هم یکدیگر را قطع میکنند.!۷

بنابراین در اینجا می بینید: نصف النهار ها ( خطوط عمودی ) منصف کره ( خط افقی میانی ( را قطع میکنند و زاویه بین هر نصف النهار و این منصف ۹۰ درجه است . بنابر گفته اقلیدس این خطوط (نصف النهارها) با هم موازیند اما همه آنها در دو قطب یکدیگر را قطع میکنند. فرض کنید که چهار نقطه ما در جایی نزدیک به منصف میانی قرار داشته باشند و به وسیله دو نصف النهار قطع شده باشند. این خطوط هم موازیند و هم یکدیگر را قطع میکنند.!

این هندسه شاید عجیب به نظر برسد ، اما درست است . در واقع این مبحث در محاسبات سفرهای فضایی کاربرد دارد ، چرا؟ به این دلیل که فضای اطراف زمین ، و خود زمین هیچ یک مسطح نیستند .
 سطح صاف (هموار) فقط یک مورد خاص است که مطالعه ، پیدا کردن قوانین و توصیف آن آسانتر بود. به همین دلیل هم اقلیدس برای اولین بار آن را بیش از دو هزار سال پیش کشف کرد .
 برای انسان هم آنقدر زمان لازم بود تا از این مانع ذهنی عبور کند و هندسه ای دیگر ایجاد کند.

 

اینطور به قضیه نگاه کنید : هندسه اقلیدسی ( زمانی که به هر فرد در مدرسه آموخته میشود ) یک کادر میشود.

اینطور به قضیه نگاه کنید : هندسه اقلیدسی ( زمانی که به هر فرد در مدرسه آموخته میشود ) یک کادر میشود.

👈 وظیفه شما این است که از کادر خارج شوید. با گفتن ،”خوب، این فقط یک قسمت از هندسه است . شکل های دیگری هم ممکن است وجود داشته باشند. “شما خارج از کادر قرار میگیرید .
👈 یا نمونه ای دیگر «خوب این هندسه است ، اما واقعیت فراتر از این حرف هاست. » درست به همین راحتی شما آزاد میشوید. خطوطی متفاوت از خطوط هندسی پیدا کنید و مسئله را حل کنید.

 

وظیفه شما این است که از کادر خارج شوید.

وظیفه شما این است که از کادر خارج شوید.

پنج گام برای رسیدن به یک پاسخ بهتر ( یا حتی نبوغ آمیز):
۱-  باور داشته باشید که جواب ها قابل حصول اند ( وجود دارند)
۲-  به خاطر بسپارید که این جواب ها خارج از سیستم هنجاریی هستند که شما میشناسید ( بخشی از یک نظام برتر هستند).
۳-  قواعد و قوانین داده شده را تعریف کنید  مثلا خط چیست ؟ موازی چیست ؟ چه هندسه ای؟
 تعاریف ، ابزار شما هستند ، اما در عین حال موضوعی که شرح میدهند را معین و محدود میکنند از آنها برای « نامحدودکردن» خودتان استفاده کنید. یک سیستم یا فوق سیستم دیگر را نام ببرید که سیستم داده شده به شما را نیز در بر میگیرد.
۴-  از سیستم و از هنجارها خارج شوید به عنوان مثال به خط ، به جای یک بعد، دو بعد بدهید، بپذیرید که تمام سطوح صاف نیستند و یک راه حل جدید پیدا کنید.
۵-  راه حل جدید « ورای سیستم »تان را اعلام کنید تا یک نابغه شوید مانند لوباچوفسکی و ریمن . یا ذهن تان را طوری پرورش دهید تا این مسائل را طوری حل کند که نوابغ در عصر خودشان حل میکردند ، و همچنین آن را عادت دهید تا به دنبال مسئله بزرگ دیگری برای حل کردن بگردد!

ادامه دارد….




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *