Search
سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶
  • :
  • :

از ایده تا واقعیت۳: کسی به شما توجه نمی کند!

از ایده تا واقعیت۳: کسی به شما توجه نمی کند!

کسی به شما توجه نمی کند!

بر شک هایتان غلبه کنید

شما میخواهید کار جدیدی را شروع کنید. این در حالیست که روال عادی زندگی شما شکل گرفته است و روی غلتک افتاده است. اما شروع کار جدید دغدغه هایی برای شما درست می کند. مسائل مالی و آینده ای غیر قابل پیش بینی بر شک شما می افزاید. در این حالت بخش عملگرای مغز خود را به کار بیاندازید و بر روی انجام کار تمرکز کنید. شروع یک کار حرکتی در اطراف شما ایجاد می کند و نیروهای دیگری را به شما معرفی می کند. بر شک هایتان غلبه کنید .یک سخنران برجسته می گوید : “زمانی که ایده بزرگی دارید قبل از اینکه مغز شما درک کند  بدن شما آنرا درک می کند”.

  • موفقیت را برای خود به تصویر در آورید. تصویری از خود بسازید که شبیه زمانی است که موفق می باشید. از پوشش و عادات روزانه گرفته تا سایر جزییات زندگی.
  • به راه خود متعهد باشید. موانع و مشکلات را شناسایی کرده و مدام در جستجوی راه حلی برای آن باشید.

زمان را پیدا کنید

برای کسب و کار جدید خود نیاز به زمان دارید. راه حلی مشخص برای باز کردن زمان ندارید جز اینکه سعی کنید رد میان فعالیت ها و مشغلات روزمره خود زمان هایی را پیدا کنید: 

  • نحوه گذران اوقان فراغت خود را تغییر دهید. مثلا به جای تماشای یک درام بلند نام شرکت ها و تولید کنند ها را جستجو کنید. به جای جستجو در طبقات فروشگاه ها میتوانید با یک تولید کننده در مورد نحوه بسته بندی کالا صحبت کنید.
  • ازدیگران کمک بخواهید. می توانید از خانواده و دوستان خود کمک بخواهید. آنها می دانند شما گرفتار هستید و به شما کمک خواهند کرد. از این لحاظ احساس شرمندگی نکنید. مثلا زمانی که نمی توانید شام درست کنید می توانید از فرزندان خود بخواهید که این کار را بکنند.
  • سوال بپرسید : این سوال طوفان فکری به پا می کند : “شما چه کسی را می شناسید؟” این نقطه شروع خوبی برای جمع آوری نصایح و تجربیات دیگران است. زمانی که با یک مربی قرار دارید سعی کنید در جای آرام باشد. رستوران هایی که صندلی نزدیک به هم دارند جای مناسبی نیستند.

نگران پول نباشید. در این مرحله ذهن خود را به مسائل مالی مشغول نکنید. تامین مالی ایده خود را فقط یک گام از پروسه پیش روی خود فرض کنید نه اینکه آنرا یک نقطه عطف در پروژه خود بدانید.

شما می توانید اندازه بگیرید. آیا ایده شما به اندازه کافی میتواند تراکنش پولساز ایجاد کند. یعنی در چه مقیاسی می توانید خدمات یا محصول ارائه دهید. مثلا شما اگر خدمات مشاوره ارائه م یدهید پس در طول روز ۴۲ ساعت بیشتر در اختیار ندارید که بخشی از آن برای استراحت و تغذیه صرف می شود. در این صورت موجود انبار شما زمان است که

این مطلب را هم بخوانید:   از ایده تا واقعیت قسمت اول

آن هم محدود است! پس باید در بازاریابی آن دقت کافی نمایید و ارزش آنرا بدانید. به این دو موضوع توجه داشته باشید

 موجودی محصول : اگر شما محصول پیچیده یا بزرگی را می فروشید آنگاه در طول سال چقدر می توانید تولید داشته باشید؟

 نیاز : بازار چه میزان کشش دارد که بتواند برای شما نیاز ایجاد کند تا شما بتوانید آنرا برآورد کنید؟ (این اولین سوال بازاریابی است)

شما می توانید کنترل کنید.  از همان ابتدا سعی کنید موارد حیاتی را تشخیص داده و برای کنترل و مدیریت آنها چاره اندیشی کنید. اینها شامل : مسائل سیاسی و قانونی و تجاری است. همچنین مسائل مربوط به مجوز ها – ریسک وابستگی به تولید کننده سوم و خرید تکنولوژی و… می باشد.

یک بلیط برای بازی.  گاهی فکر می کنیم که صرفا با راه اندازی یک فروشگاه یا ساخت یک وب سایت قسمت مهمی از بیزنس را انجام داده ایم و به آینده آن خوشبین می شویم. اما باید دانست که قسمت مهم کار همانا ارتباط بامشتری – القا ارزش خود و متقاعد کردن مشتریان به پرداخت می باشد.

برای آن باید فوق العاده باشید .و همینطور ناب باشید. باید محصول شما واقعا ارزش پرداختن را داشته باشد.

کسب و کار فرایند برقراری ارتباط بین ایده شما با مشتری می باشد.

بازار اشباع شده است! این اولین جمله ناامید کننده ایست که می تواند ذهن کارآفرین را مخدوش نماید.در پاسخ باید گفت بسیاری از کسب و کارهای موفق در بازارهایی رشد کرده اند که رقیب هایی بسیار بزرگ داشته اند. بارزترین مثال آن ظهور فیس بوک در میان غولهای فناوری گوگل و مایکروسافت بوده است. مثال دیگر ظهور آیس پک در میان شرکت های بزرگ و باسابقه بستنی سازی بوده است. این رقیبان بازار را در اختیار داشته و آنرا تامین نموده اند .بازاری که شلوغ است و رقبای زیادی دارد نشان از وجود انبوه نیازهای حل نشده است. اما بازار بزرگی که رقیب ندارد نمی تواند امیدوار کننده باشد.

با خلاقیت می توان شیوه های ارائه محصول یا خدمات را به گونه ای تغییر داد که بخش از بازار را در اختیار گیرد. در اینجا اهمیت خلاقیت آشکار می شود. خلاقیت هنری است برای غلبه بر محدودیت های محیطی. این در تمام طول تاریخ کاربرد داشته است. شاید بتوان گفت با کمک خلاقیت و نوآوری همیشه راهی برای عرضه وجود دارد.

کسی به شما توجه نمی کند:  با مطالعه ده ها کتاب درمورد بیزنس می توان به جمله ساده زیر رسید : “کسی به شما توجه نمی کند”. در واقع شما تازه کار هستید و علی رغم اینکه به خود و کارتان ایمان دارید ممکن است این انتظار را داشته باشید که دیگران هم به شما توجه کنند و مانند خودتان برای کار شما اهمیت قائل شوند. اما واقعیت این است که کسی به کسب و کار شما توجه نمی کند. مردم مشغولیات زیادی دارند. مردم نمی دانند شما کیستید و چه میکنید.

این مطلب را هم بخوانید:   از ایده تا واقعیت ۱۷: همیشه قرارداد ببندید!

نکته مهم:  ممکن است شروع کار شما منجر به ایجاد شور و هیجان در حلقه نزدیکان و آشنایان و دوستان شما شود .این ممکن است شما را به اشتباه بیاندازد و فکر کنید که سایر مردم هم توجه می کنند. اما در واقع مشتریان اصلی شما که از میان مردم می باشند هنوز توجهی به کسب و کار شما نمی کنند. در این مرحله باید بلند پروازی های خود را مدیریت کرد.

نکته طلایی:  باید گفت که تمام هنر یک کارآفرین این است که جمله فوق را از حالت صحیح به حالت غلط درآورد! شما اگر بهترین محصول دنیا را داشته باشید اما نتوانید آنرا با زندگی مردم پیوند داده و مردم را از این پیوند آگاه سازید آنگاه هیچ درآمدی نخواهید داشت.

 استراتژی تاسیس کسب و کار( launch strategy) : سه روش وجود دارد : نرم – پرش – شراکت

در تاسیس نرم شما ایده دارید اما پول ندارید. در کنار وضع موجود خود به آرامی کار جدید را شروع می کنید منتها به تدریج و در ابعاد کوچک تر. خود و خانواده خود را در شرایط اقتصادی پر ریسک قرار نمی دهید. مثلا ابتدا از یک وب سایت شروع می کنید. به تدریج رفتار بازار و مشتریان را می شناسید. به مرور کار خود را وسعت می دهید.

در پرش بلند از همان ابتدا به همه یا هیچ فکر می کنید. تمام آنچه در چنته دارید را روی میز می ریزید و بر روی آن ریسک بزرگی انجام می دهید. این حالت ریسک بالایی دارد. ممکن است سقوط کنید. برای کسانی که پشتیبان مالی مناسبی دارند توصیه می شود.

در تاسیس شراکتی  شما به جای شروع از خود به گروه دیگری ملحق می شوید. در کسب و کار آنها شریک می شوید.

ایده ۷۱ هزار ساعتی:  تنها راه برای پایان موفقیت یک کار تلاش متمرکز و ادامه دار است. نویسنده ای به نام مالکوم گلادول در مورد ایده ۷۱٫۱۱۱ ساعتی می نویسد. افرادی که به بالاترین سطح در یک حرفه می رسند – حال ورزش و موسیقی یا هر حرفه ای باشد – حداقل ۷۱ هزار ساعت زمان برای تمرکز بر آن می گذرانند. به عبارتی حدود ۷۱ سال تمرکز مستقیم بر روی موضوع.

کار روی هر ایده ای برای رساندن آن به واقعیت میاز به تلاش فراوان دارد. به مانند ساختن کوهی از ذره های شن است.

این مطلب را هم بخوانید:   آموزش بسیار آسان دانلود ویدئو از یوتیوب بدون نرم افزار

مدام در تکاپو باشید (بازخورد بگیرید بررسی کنید تغییر دهید اصلاح کنید)

یک از استراتژی های موفق برای پایه گذاری بیزنس و توسعه آن این است که مدام در تکاپو باشید و در میان ایده های مختلف چرخش داشته باشید. یعنی آماده باشید که هرگاه لازم بود در ایده ها و روشهای خود تغییر ایجاد کنید .

لزوم تغییر را از بازخورد مشتریان می توان فهمید. برای آن لازم است ارتباط فعالانهای با مشتریان خود داشته باشید .مدام بازخوردهای آنان را بگیرید و بررسی کنید. در صورت نیاز به تغییر ایده ها و روشها آن را انجام دهید. این یک چرخه بهبود مداوم است. خود را به انجام یک روش محدود ننمایید.

یک مکانیزم اخذ بازخورد از مشتریان طراحی کنید تا در هنگام لزوم به تغییرات بازار واکنش نشان دهید. این واکنشباید قبل از آنکه مجبور به تغییرات دردناک شوید اتفاق بیافتد. مدام با مشتریان خود حرف بزنید.

نکته مهم : کسب و کار شما مانند یک ارگانیزم زنده است. اگر شما به این اعتقاد داشته باشید و بر اساس آن برخورد نمایید آنگاه مدام در تکاپو خواهید بود تا برای بقای کسب و کار خود در حال تغییر متناسب با محیط باشید. شما با جستجوی پیوسته و وفق دادن پیوسته خود با محیط یکی از اساسی ترین نیازهای بقای کسب و کار خود را تامین کرده اید.این نیاز به اصلاح نگرش های شما دارد. شما باید آمادگی تغییر را در هر حال داشته باشید.

)مثالی عملی برای این موضوع در ابزار اقدام نویسی روزانه در بخش درس های اساسی ارائه خواهد شد(

نکته عملی:  در جستجوی راه های کم هزینه ای باشید برای ارتباط با مشتریان خود. سوالات بدیهی را جدی بگیرید . به درخواست های آنها گوش دهید. از همه این اطلاعات برای اصلاح بیزنس خود استفاده کنید. شما پس از مدتی یاد خواهید گرفت که چگونه اطلاعات مهم را از غیر مهم تشخیص دهید.

 و نهایتا اینکه مثبت باشید!

زمانی که برای خود هدفی تعیین می کنید و در تکاپوی آن می باشید آنگاه معنایی جدید به زندگی خود بخشیده اید .زمانی که آغاز به عمل می کنید به بسیاری از شرایط محیطی ناهموار نه گفته اید. این اولین قدم است. مثبت باشید و با توان شروع کنید هرچند که شرایط فراهم نباشد. مهم این است که شروع کنید.

ادامه دارد….

 

==============================

بازار ایده و خلاقیت

اگر ایده دارید و به دنبال سرمایه گذار هستید….

اگر سرمایه دارید و به دنبال ایده برای سرمایه گذاری هستید…

اگر محصول و خدمات مناسبی دارید…

اگر مهارت و استعدادی دارید و می خواهید از آن درآمد داشته باشید….

اگر به دنبال مهارت خاصی هستید….

آن را در بازار ایده و خلاقیت به رایگان آگهی کنید.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *