Search
یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶
  • :
  • :

آموزش مگا خلاقیت – قسمت دوم

آموزش مگا خلاقیت – قسمت دوم

وقتی طبیعت میخواهد کاری انجام بگیرد ، نابغه ای را برای انجامش خلق میکند.         (رالف والدوامرسون)

امیدوارم تمرین های جلسه اول را انجام داده و به دوستان و آشنایان هم آموزش داده باشید.در این جلسه قصد داریم در مورد باورهای غلطی که در مورد نابغه بود و نوابغ وجود دارد را با هم بررسی کنیم.حتما به موارد ارایه شده توجه بفرمایید.

دکتر الینیکف  معتقد است: ماهیت نبوغ از قدیم با یک سری باورهای گمراه کننده محصور شده است . شاید مردم از مفهوم نبوغ ترسانده شده اند به هرحال دلیل هرچه بوده ، لازم است از این افسانه ها پرده داری شود.
ایشان این باورهای گمراه کننده را اینطور طبقه بندی و توضیح می دهد:

باور ۱ : نوابغ ، نابغه به دنیا می آیند.

این عقیده ای است کاملا رایج اما نادرست . چرا ؟ اگرچه ژنتیک به هر حال بر زندگی ما اثرگذار است ، اما همه چیز را به طور قطعی و حتمی مشخص نمیکند اگر غیر از این است چرا ما فرزندان تروریست ها را از بدو تولد زندانی نمیکنیم ؟ چرا بچه هایی که با استعدادتر هستند را زودتر از بقیه به مدرسه نمی فرستیم تا استعدادشان به هدر نرود ؟ اگر انسان ها به این آسانی قابل دسته بندی بودند، جهان خیلی کار آمدتر و منظم تر از این که هست، می بود و البته مسلما نه اینقدر جذاب.
روشهای تربیت و پرورش وهمچنین اثرات اجتماعی هم به اندازه وراثت، ژنی مهم و اثرگذارند. حتی بهترین ومستعدترین ژن ممکن ، بدون قرار گرفتن در یک محیط مثبت اجتماعی و بدون یادگیری مهارت ، نمیتواند فردی نابغه شود.

یک مثال این مطلب را واضح تر می کند سنگ مرمر عنصری زیباست ولی در طبیعت به صورت ناخالص یافت میشود. این کوشش و زحمت مجسمه ساز است که مرمر را از یک تکه سنگ خام تبدیل به شیی موزه ای میکند. در مقابل ، یک مجسمه ساز ناوارد و بی دقت میتواند همین سنگ مرمر را خرد کند و از بین ببرد و نتیجه کارش سراز سطل زباله درآورد. پتانسیل و استعداد در هر فرد نیز مانند سنگ مرمر خام است و شخص ممکن است بنا به نوع مهارتی که می آموزد سر از زندان یا تالار افتخارات در آورد. علاوه بر این عبارت “نوابغ نابغه به دنیا می آیند ” عذری است برای تنبلی ، علتی است برای توجیه سعی نکردن. در واقع ، همه ما ضعیف و نیازمند به دنیا می آییم اگر یک هفته نوزادی را بدون مراقبت به حال خود بگذاریم و برویم او خواهد مرد ، اما در عوض کودکی که از آن به خوبی مراقبت شود به سرعت و به خوبی بزرگ خواهد شد نوابغ با توجه به عشق اطرافیانشان به وجود می آیند توجه و عشق مادران ، پدران ، پدربزرگان و مادر بزرگان و تمام افرادی که زندگی ، معرفت و عشق شان را با آینده سازان این دنیا قسمت کرده اند.

باور ۲ : نوابغ در کودکی شناخته میشوند

این قضیه از آنجایی مطرح شد که مفاهیم نابغه ( Genius ) و خارق العاده ( Prodigy) با هم اشتباه گرفته شدند و این مفهوم را میرساند که اگر فردی در کودکی نابغه نشوند او نابغه نبوده و نیست . در واقع این افراد عجیب و خارق العاده اند که در کودکی شناخته میشوند. مشخصه این افراد این است که رفتارهای بزرگتر از سن شان را در کودکی نشان میدهند.
ولی نابغه، متفاوت است. برای مثال انیشتین که تا سن ۳ سالگی نمیتوانست صحبت کند دچار دیسلکسیک بود ( نوعی اختلال در یادگیری که مشخصه اش ناتوانی در تشخیص و درک معنی کلمات نوشته شده است ) و مشکلات عدیده ای در مدرسه داشت . پابلو پیکاسو نقاش معروف، نیز فقط به کمک پدرش که در تمام کلاسها نزدیکش می نشست توانست مدرسه را به پایان برساند توماس ادیسون همیشه نمرات پایین در درس فیزیک می گرفت . رابرت فراست اولین  کتابش را در سن ۳۸ سالگی منتشر کرد . پیتر راجت فرهنگ جامع مشهورش را بعد از بازنشستگی در سن ۷۰ سالگی تدوین کرد . میچل لومنوسوف ( موسس دانشگاه مسکو ) چون نمیتوانست یونانی و لاتین بخواند بی سواد انگاشته میشد در سن ۱۹ سالگی زمانی که از یک روستای دورافتاده شمالی برای ادامه تحصیل به مسکو رفت او را در کلاس های دوره ابتدایی نشاندند.

آیا کسی در مدرسه ادیسون یا انشتین میتوانست آینده این دو نابغه را پیش بینی کند ؟ یا دانش آموزان ۷ ساله ای که هم کلاس لومنوسوف ۱۹ ساله بودند و او را مورد تمسخر قرار میدادند و معلمین او که به او با پوزخند نگاه میکردند، آیا میدانستند که دارند به پایه گذار آتی علوم مدرن روسیه و موسس یک نفره این دانشگاه بی احترامی میکنند ؟ نه. با درنظر گرفتن این موارد آیا کسی به خود اجازه میدهد بگوید فلان کودک یا بزرگسال نمیتواند در آینده نابغه شود ؟ فلسفه مدرسه نوابغ بسیار متفاوت از مدارس عادی دیگر است. ما این را میدانیم و به صراحت اظهار میکنیم که در درون همه کودکان نابغه ای نهفته است.
بنابراین، این مطلب که : نوابغ از کودکی شناخته میشوند. را تغییر دهیم و این عبارت را جایگزین کنیم : بیایید نبوغ هر کودک و هر شخص را بپذیریم.

باور ۳ :  نوابغ افرادی ممتاز و مستعد در همه امورند

بله نوابغی هم مانند لئوناردو داوینچی ، گوته و  لونوسوف وجود دارند که هم در علم و هم در هنر جاودانه شده اند. ولی تعداد زیاد دیگری از آنها مانند بتهوون که ناشنوا بود، هلن کلر که نابینا و کرو لال بود ، قطعا نشان دادند حتی اشخاصی وجود دارند که توانایی های یک فرد معمولی را هم ندارند ولی با این وجود میتوانند که توانایی های یک فرد معمولی و حتی افراد با هوش و مستعد را پیدا کنند.
با دلیلی بسیار ساده که تحقیقاتم نیز بر آنها مهر تائید می زنند من بر این باورم که هر کودک و هر فردی میتواند نابغه باشد . تاریخ نشان میدهد همه این فرصت را دارند.
چه ویژگی در همه این نوابغ مشترک بوده است؟ من این را به شما می گویم
شخصیت محکم شان و یک نفر که دوستشان میداشت و به آنها ایمان داشت پدران موزارت و نیکولوپاگانینی فرزندانشان را نابغه ساختند. نوشته های روان شناسی مملو از چنین داستانهایی است اگر شما در دوران کودکی تان به اندازه کافی خوش شانس نبوده اید هنوز هم دیر نشده آیا کسی را دارید که شما را دوست میدارد و به شما باور دارد ؟ از نیرویی که آنها به شما میدهند استفاده کنید اگر هیچ کس را نداردید باید خودتان خود را دوست بدارید و به خود ایمان داشته باشید.

باور ۴ : نابغه ها دیوانه اند

قبل از اینکه بخواهیم این گفته را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم بیایید تعبیری که کمتر اهانت آمیز است را مورد بررسی قرار دهیم یک نابغه و یک فرد دیوانه دو سر یک دایره باز شده اند. محیط یک دایره را در نقطه ای از آن ببرید و با دو انگشتتان این دو لبه را بکشید تا خطی صاف شود حال این دو نقطه که به هم وصل بودند در بیشترین فاصله از هم قرار میگیرند.
من دیوانگی یا بیماری را طور دیگری تعبیر میکنم که بر میگردد به پدرزنم دکتر نیکولای ان.کن روانشناس روسی و موسس سازمان روانپزشکی ولگاگراد (استالین گراد). او میگوید افرادی مریض هستند اما عادی و افرادی سالم هستند اما غیرعادی . در ادامه منظور او از فرد عادی (نرمال) کسی است که از نظر ذهنی مریض باشد اما به زندگی میل و علاقه داشته باشد. به مردم اهمیت دهد و اعمال او نتایج مثبتی تولید کنند این شخص عادی (نرمال) است در مقابل اگر شخصی از لحاظ روانی سالم باشد ، اما در جهت تخریب و فقط بر طبق امیال شخصی اش عمل کند این شخص غیرعادی است.

این عقیده جالبی است . شخصی مانند وینست ون گوگ ممکن است بیمار بوده باشد اما شخصی عادی شناخته شده است به این علت که او آثار مثبت و بدیعی خلق کرده است شخصی مثل ادولف هیتلر شاید سالم بوده باشد ( که من شخصا به این مسئله شک دارم ) اما غیرعادی شناخت شده و این به علت مخرب بودن اعمال فاجعه آمیز او است.

مطلبی که قصد گفتن آنرا دارم اینست: که گاهی این نابغه نیست که دیوانه است بلکه جامعه ای که او در آن زندگی میکند دیوانه است داستان فرعون را در نظر بگیرید او دستور قتل تمام نوزادان پسر سرزمینش را داد به این امید که پیامبر آینده را که در بین آنها بود از بین ببرد آیا این جنون آمیز نبود؟

یا مثال دیگر: گالیله را شکنجه دادند و او را مجبور به انکار رسمی نظریه ملحدانه اش کردند تا بگذارند زنده بماند و نظریه او صرفا در مورد چرخش زمین بود . توماسو کامپانلا کتاب اتوپیا (شهر خورشیدش) را روی تکه کاغذهایی و به طور سری در سالهایی که در زندان گذراند نوشت .او جسارت داشت تا به جامعه ایده الی در آینده فکر کند که تمام مردم آن با هم برابرند . سقراط محاکمه ، محکوم و اعدام شد فقط به این علت که در بازار با جوانان به بحث می نشست. این ها اغلب روشهایی بودند که جوامع گذشته و (اغلب دیوانه ) با آینده مبارزه می کردند. آلبرت انیشتین بعنوان یک مثال نسبتا معاصر خیلی خوش شانس بود که در جامعه ای متمدن تر زندگی می کرد . در غیر این صورت ممکن بود او نیز به سرنوشت پیشینیانش دچار شود. پس نابغه ها هم به اندازه بقیه مردم جهان احتمال دارد سر از دیوانه خانه در آورند. با این حال یک فرق بسیار بزرگ بین نوابغ و افراد معمولی وجود دارد : اینکه نابغه ها به خاطر سپرده میشوند . آن دسته از افراد که نابغه نیستند و سر از بیمارستانهای روانی در می آورند فقط آمارهای پزشکی را بالا میبرند.

باور ۵ : نابغه شدن ، تصادفی است

این طرز فکر از سرندیپیتی یا علم اکتشافات غیرمترقبه و تصادفی نشات میگیرد . برای مثال ویلهلم روئنتگن  ، رادیو اکتیویته را وقتی کشف کرد که به طور تصادفی مقداری از آن را در کنار فیلم عکاسی که در کاغذی سیاه پیچیده بود قرار داد. او اتفاقی فیلم ها را ظاهر کرد و متوجه نقاط سفید رنگ عجیبی روی فیلم عکاسی شد. این نقاط نشان دهنده وجود اشعه هایی ناشناخته بودند(اشعه X) که بر خلاف اشعه های معمولی از کاغذ سیاه نفوذ میکردند. ممکن است کسی بگوید روئنتگن خوش شانس بوده ، ولی دیگران لزوما این کشف را خوش شانسی تلقی نمیکنند در نظر بگیرید که یک شخص معمولی چند وقت یکبار ممکن است سروکارش به مواد رادیو اکتیو بیفتد و فیلم عکاسی را به طور اشتباهی کنار آنها بگذارد؟ روئنتگن یک محقق بود او دیر یا زود به این کشف میرسید- بالاخره این اتفاق می افتاد. بعلاوه در آن زمان چنین تحقیقاتی در آزمایشگاههای متعددی انجام میشد حال اگر روئنتگن آن را کشف نمیکرد شخص دیگری به این کشف کم وبیش تصادفی میرسید. در نهایت دیگران اشخاصی که کمتر برای چنین کشفی آماده بودند یا به قدر کافی باهوش نبودند تا آن را بعنوان یک کشف ببینند میگفتند که فیلم خراب بوده و هیچ وقت نقاط سفید را با اشعه ناشناخته ارتباط نمیدادند. نابغه ها محققانی ژرف نگر هستند آنها همیشه گوش به زنگ اند و به همین علت نیز به نظر می آید همیشه در زمان مناسب در جای درست هستند.

همانطور که دیدید باورهای غلط زیادی در رابطه با نوابغ و نبوغ وجود دارد. برای رسیدن به مگا خلاقیت آنها را نادیده بگیرید چنین باورهای بی منطقی ما را از رسیدن به حداکثر پتانسیل هایمان باز میدارند آنها به ما اجازه تنبلی میدهند به ما می آموزند اگر ایده های متفاوت و جدیدی مطرح کنیم، مردم ما را دیوانه خواهند پنداشت. به ما میگویند که مطرود خواهیم شد یا برای ما دیر شده تا به پتانسیل های خلاقمان دست یابیم. همه اشتباه است. طبیعت کارهای زیادی دارد که ما را برای انجامش آفریده است. طبیعت، فرد و یا گروه های نابغه ای را برای این کارها خلق میکند. نابغه به نظر من یک فوق مبدع و یک فوق پذیرنده است به زبان ساده تر نابغه کسی است که به طور گسترده ( دربعد زمان و مکان در طول قرن ها و در سرزمینهای مختلف ) و به خاطر کارهای عظیم و نوآورانه ای که انجام داده و به تمام جامعه منفعت رسانده شناخته میشود.

باورهای غلط درباره نابغه و نابغه شدن را ازدیدگاه دکتر الینیکف، پایه گذار مگا خلاقیت مطالعه فرمودید، امیدوارم مطالب امروز باعث شده باشد که اگر ما هر کدام از این باورها را داشته باشیم ، آنرا به راحتی کنار گذاشته و ایمان داشته باشیم که ما هم می توانیم نابغه ای موفق باشیم.فرزندمان اگرچه در تحصیل ضعیف است ولی با عشق و علاقه و حمایت ما در آینده نابغه ای موفق خواهد بود و هر کس که آینده او برای ما مهم است در سایه لطف و حمایت ما می تواند خلاق بوده حتی مگا خلاق باشد.

خوب حالا که شما از این باورهای غلط به وجود آمده درباره نوابغ خلاص شدید، بهتر است مباحث  بسیار جالب و  کاربردی را در جلسات بعد دنبال کرده و نبوغ نهفته درخود را کشف کنیم.

برگرفته از کانال مگا خلاقیت

لطفا به این مطلب امتیاز دهید:

[ratings]

 

این مطلب را هم بخوانید:   آموزش مگا خلاقیت – قسمت پانزدهم

==============================

بازار ایده و خلاقیت

اگر ایده دارید و به دنبال سرمایه گذار هستید….

اگر سرمایه دارید و به دنبال ایده برای سرمایه گذاری هستید…

اگر محصول و خدمات مناسبی دارید…

اگر مهارت و استعدادی دارید و می خواهید از آن درآمد داشته باشید….

اگر به دنبال مهارت خاصی هستید….

آن را در بازار ایده و خلاقیت به رایگان آگهی کنید.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *